شما اینجا هستید   |

    عمومی : حزب الله از نوع حزب الله | سرمقاله سوره 26

تصاوير سيد حسن نصرالله از اندونزي تا ونزوئلا بر دستان توده هاي مردم برافراشته است. در مصر و فلسطين و مكزيك و يمن و يونان و پاكستان و فرانسه فرياد مرگ بر اسرائيل طنين انداز است.

پيام هاي تلفني مردم از الجزاير تا كانادا و از عربستان تا آمريكا مملو از افتخار و خشم و سوز و درد – از شبكه العالم پخش مي شود.

سيد حسن هرچند شب يك بار بر صفحه المنار ظاهر مي شود و خطابه اش را شروع مي كند: “بسم الله الرحمن الرحيم “

شيوخ عرب كه قماربازان قهار كازينوهاي لبنان اند در همان اولين روز هجوم اسرائيل، سيد حسن را اهل مغامره – ماجراجو- ناميدند.

مفتي وهابي عربستان كمك به حزب الله و حتي دعا كردن براي پيروزي آن را شرعاً حرام اعلام كرد.

مفتي ديگري در مصر موضع نحس مبارك را امضاء كرد.

توپچي هاي “الشرق الاوسط” از همان روز اول به كمك برادران صهيونيست شان شتافتند و در دهها يادداشت و سرمقاله حزب الله را طعن و لعن كردند. العربيه و الاهرام و القبس و… هم در ميان بهت و بغض مخاطبانشان به سپاه اسرائيل پيوستند.

حكام و روشنفكران بسياري از كشورهاي اسلامي آنچنان غيرتي در دفاع از صهيونيسم از خود بروز دادند كه سيد حسن – كه در اولين پيام گفته بود هيچ تقاضايي از حضرات ندارد – به صراحت تقاضايي را با آنان در ميان گذاشت: “بي طرف باشيد!”

اگرچه چشم ها اكنون به معركه نبرد در مارون الرأس و بنت جبيل و عيتا‌الشعب و… دوخته شده است اما نبرد اصلي و سرنوشت ساز در ميدان ديگري رقم مي خورد.

صهيونيست ها نيروهايشان را تا مهم ترين مراكز رسانه اي و دولتي جهان اسلام پيش آورده و مستقر كرده اند و ما فقط به انهدام تانك هاي مركاوا و زخمي شدن كماندوهاي گولاني دل خوش مي كنيم.

فداكارترين هايمان هم كوله به پشت به دنبال ويزاي لبنانيم تا عذاب وجدان امت اسلامي را در تكاپوي فردي خود علاج كنيم.

چرا امت اسلامي از تجربه بوسني درس نگرفت؟

چرا افغانستان به تصرف سربازان كاخ سفيد درآمد؟ چرا عراق در اشغال كساني است كه در گذشته نه چندان دور مدافعان جلادي مثل صدام بودند؟

آيا ارتش استكبار در برابر واكنش هاي شعاري ما در خيابان هاي قاهره و پاريس و نيويورك و كوالالامپور و تهران واكسينه نشده است؟

يا شايد گمان مي‌كنيم تمام پتانسيل موجود در جهان براي مقابله با آمريكا و اروپاي وقيح بيش از اين نيست؟!

اضطراب و رخوت دو روي يك سكه اند. شور انقلابي آن است كه رزمندگان مقاومت به نمايش گذاشته اند و هيجان گيج و گم آن است كه صفت بارز بسياري از ماست.

آنچه امروز در مقابل اسرائيل ايستاده است تنها شجاعت و شهادت طلبي نيست كه تدبير و حزم و آمادگي و همت و… هم هست. نيروهايي كه از جنس اين مقاومت نباشند و همه وي‍ژگي هاي آن را همزمان نداشته باشند بعيد است بتوانند پشتوانه قدرتمندي براي آن فراهم كنند.

سيد حسن نصرالله الگوي جديدي از مبارزه را به نمايش گذاشته است كه بهترين راه پشتيباني از آن تشبه به آن است.

خاورميانه جديد براي ما لفظي است كه از گلوي رسانه‌ها استكباري مي شنويم ولي براي آنها برنامه اي است كه سالها برايش طراحي كرده اند و قرار است سرنوشت ملت هاي مسلمان منطقه را در چارچوب آن رقم بزنند.

كدام يك ازهسته هاي مقاومت ما در سراسر جهان خود را براي مقابله با چنين برنامه اي آماده كرده اند؟ هجوم ناگهاني اسرائيل نشان داد كه آمادگي ما چقدر است. متأسفانه آماده ترين نيرو در اين جبهه شاخه نظامي آن بوده است و عرصه هاي سياسي و تبليغي و فرهنگي و رسانه اي و هنري كه ظرفيت هايي بسيار بيشتر از ميدان نظامي دارد كماكان منتظر نيروهاي حزب اللهي به معناي “حزب اللهي” آن است. هنوز ترانسفورماتورهاي ما قادر به تبديل حماسه هاي نظامي حزب الله به امواج مؤثر فرهنگي در جهان اسلام نيستند و از سوي ديگر در تبديل گرماي حضور هيجاني مردم در خيابانهاي جهان به نوري فرا راه مقاومت اسلامي بسيار ضعيف تر از آنچه كه بايد؛ عمل مي كنند.

كدام فرصت فراهم تر از فرصتي است كه فداكاري فرزندان لبناني خميني براي بسيج همه قواي جهان اسلام به وجود آورده است؟ و كجاست سپاه فرهنگي انقلاب اسلامي كه آهنگ فّر و عزم عزتي را كه حزب الله طلايه دار آن است به مقصد برساند؟

جالب نيست كه در ايران كه متهم! به دفاع از مقاومت اسلامي لبنان است بيست و سه سال پس از ظهور مقاومت اسلامي حتي يك كتاب از خاطرات هزاران شهيد حزب الله در دسترس نيست؟

تجربه “بازمانده” امكان تكرار نداشته است؟ آيا مجموعه سينماي ايران يك دهم توان خود را براي پشتيباني مقاومت اسلامي به‌كار گرفته است؟ دو سال پيش جمعي از هنرمندان حوزه هنري نمايشگاهي با عنوان هنر مقاومت داير كردند كه در آن دهها پوستر ارائه شد. تا به امروز حتي يكي از آن آثار از مرزهاي شرقي و غربي و جنوبي ايران خارج نشده است. چرا؟ چند درصد از ظرفيت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، صدا و سيما، حوزه هنري، سازمان تبليغات، وزارت ارشاد و… براي حمايت از حزب الله و فراتر از آن مقابله با طرح خاورميانه جديد فعال شده است؟

اطلاعات ما از عناصر و مراكز مدافع مقاومت در جهان اسلام چقدر است؟

ارتباطاتمان چقدر است؟ با اين سطح از اطلاعات و ارتباطات فريادهايمان به كجا خواهد رسيد؟

مگر نه آنكه: “ان الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفاً كانهم بنيان مرصوص”

اين‌همه جزيره چرا زنجيره نيست؟

جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي امروز از دو سو عهده دار تكليفي عظيم است:

اول ثبت و روايت هنرمندانه الگوي مقاومت اسلامي در لبنان و ارائه آن در تمام نقاط جهان و هر كجا كه جاني آماده تلقي جلوه هاي مقاومت مومنانه و مخلصانه است. اين عرصه از ثبت خاطرات تا توليد انواع و اقسام آثار ادبي و سينمايي و تجسمي و… را دربرمي گيرد.

معجزه حزب الله و تاريخ سراسر رشادت آن سرشار از مضامين جذابي است كه توجه هنرمندان مسلمان را مي طلبد. در همين حوزه با انبوهي از خيانت ها و رخوت ها روبروييم كه با واكنش درخور و متناسب هنر انقلابي مواجه نگشته و رسوايي شان تصوير نشده است.

از ديگرسو جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي بايد تلاش كند تا با به‌كارگيري مبدل هاي هنري و رسانه اي و نظري امواج پراكنده ارادت و محبت توده هاي بي‌پناه جهان اسلام را كه در حسرت ياري حزب الله مي سوزند به فاكتورهاي تأثيرگذار در معادلات بين‌المللي تبديل كند و مابه ازاء عيني براي اين پتانسيل عظيم معنوي در دفاع از مقاومت فراهم سازد.

در غيبت اراده حكومتي و دولتي مراكز كشورهاي جهان اسلام، قدرت توده ها صرفاً از مجراي جسارت و خلاقيت فكري، هنري، رسانه اي خواص؛ امكان راهيابي به خطوط نبرد، محدود كردن توانايي هاي دشمن و تهديد مراكز قدرت آن و تقويت بنيه مقاومت را خواهد داشت.

اگر جبهه فرهنگي انقلاب درست عمل كند فرجام كار حزب الله هر چه باشد – چه پيروزي و چه شكست ظاهري – بركات مقاومت نقشه سياسي خاورميانه را تغيير خواهد داد و موج جديدي از بيداري اسلامي حكومت ها و جريان هاي خائن را منهزم يا منفعل خواهد كرد.

* سرمقاله سوره، دوره چهارم، شماره 26، مرداد ماه 1385

تگ های مطلب :
دسته بندی : عمومی
به اشتراک بگذارید : | | |