آمریکا؛ اخم، لبخند، پوزخند
۲۴ اردیبهشت, ۱۳۹۶ | دسته‌بندی شده در جمهوریت, سایــر مقــالات, مقالات

یکی از مقامات برای مدرس پیغام فرستاد که پایت را از روی دُم ما بردار!

مدرس در جواب گفت: ایشان حدود دُم­شان را مشخص کنند چون ما هر جا که پا گذاشتیم دم ایشان آن­جا بود!

diplomasi

حالا حکایت ماست و آمریکا.

یک عده می­‌گویند آمریکا را عصبانی نکنید!

ولی حاضر نیستند فهرست کنند سیاهه‌­ی عصبانیت­‌های آمریکا را از ایران.

آمریکا از چه چیزی عصبانی می­‌شود و به چه چیزی خشنود می‌­شود؟

خوشبختانه در سال‌­های اخیر یک‌بار دیگر عده‌­ای فرصت پیدا کردند که به قول خودشان «بهانه» را از دست آمریکا بگیرند و کارهایی که آمریکا را عصبانی می‌­کند انجام ندهند!

به این هم اکتفا نکردند بلکه پیش­تر رفتند و تلاش کردند آمریکا را از خودشان خشنود و راضی کنند.

تلاش کردند لبخند به لب­‌های آمریکا بیاورند.

و این لبخند را به‌عنوان سوغات، به‌عنوان دستاورد به‌عنوان نتیجه­‌ی تدبیر خود به ملت تقدیم کردند.

و از ملت خواستند به تدبیری که لبخند بر لب‌­های دشمن می­‌نشاند امیدوار باشند.

این خیلی تحقیرآمیز است که یک ملت مسیر حرکت خود را بر اساس خوشامد و بدآمد دشمنانش تنظیم کند.

این به‌هیچ‌وجه تکریم یک ملت نیست که شما در ترسیم مسیر پیشرفت یک ملت، اخم و لبخند دشمنان او را محور قرار بدهید.

آمریکا چه وقتی خوشحال می‌­شود؟

وقتی شما قلب رآکتور اراک را -که برایش سرمایه‌­گذاری‌­های عظیم علمی و مالی و مادی و معنوی و حتی جانی کرده‌­اید- به دست خودتان دربیاورید و جایش را با بتن پر کنید!

بله حتماً این رفتار لبخند رضایت را بر لب‌­های آمریکا می‌­نشاند.

اما اگر به خاطر این لبخند –که آن را دستاورد بزرگ تلقی می­‌کنید- عده­‌ا‌ی را سوار بر ماشین‌­های آخرین سیستم به خیابان­های بالاشهر ریختید که دست افشانی و پای‌کوبی کنند و نابود کردن دستاوردهای دانشمندان کشور را جشن بگیرند لبخند دشمن دیگر فقط لبخند رضایت نیست بلکه پوزخند تمسخر است!

مسیری که در سه سال گذشته طی شده است مسیر تبدیل اخم دشمن به لبخند و سپس پوزخند است.

امیدواریم مقصد نهایی این دیپلماسی قهقهه‌ی دشمن نباشند.

دیپلماسی التماسی اخم آلماتی را به لبخند لوزان و لبخند لوزان را به پوزخند ۹۹ درصدی سنا تبدیل کرد.

و منافع و هویت یک ملت بزرگ را مضحکه­‌ی یک کدخدای مستکبر کرد.

روز اول گفتند با ما نه به زبان تحریم که به زبان تکریم سخن بگویید غافل از آن­که کرامت؛ آن هم در ابعاد ملی چیزی نیست که بتوان با معامله یا با تقاضا از دشمن آن را احراز کرد.

کرامت را گدایی نمی­‌شود کرد و این نقض غرض! است. کرامت یک امر درونی و ذاتی است و نه یک متاع تجاری که بشود در معامله آن هم با دشمن آن را به دست آورد.

درخواست تکریم از دشمن خود خلاف کرامت و عین تحقیر ملت خود است.

دیپلماسی التماسی ممکن است اخم را به لبخند تبدیل کند ولی مطمئن باشیم لبخند را به پوزخند تبدیل خواهد کرد.

کما این­که کرد.

کسانی که می‌­خواهند به قول خودشان ایرانی را به شهروندی جامعه‌­ی جهانی دربیاورند بهتر است ابتدا الزامات شهروندی جامعه­‌ی جهانی به کدخدایی آمریکا را تبیین کنند تا معلوم شود جناب کدخدا چه حقوقی را برای ایران و ایرانی قائل است.

باید مشخص کنند که آیا شهروندان ایرانی فراتر از حدودی که کدخدا تعیین می‌­کند حقوقی دارند یا خیر؟

اگر ما حق پیشرفت علمی یک ملت را به لبخند بلکه پوزخند دشمنان او معامله کردیم چگونه می‌­خواهیم از حقوق شهروندی داد سخن بدهیم.

 اگر حق اعتراض و مقابله با دشمنی­‌های دشمنان از یک ملت سلب شد چه حق دیگری جای آن را پر خواهد کرد؟

نمی­‌شود در نظام جهانی ،مناسبات روستایی را به رسمیت بشناسیم و منشور حقوق کدخدا بنویسیم و در داخل شهری بشویم و از حقوق شهروندی سخن بگوییم.

چه خوب است که در عمل به مدعیان کدخدایی دنیا  اثبات بکنیم که پای حقوق شهروندانمان ایستاده‌­ایم.

چرا آمریکا و هوادارانش از تفکر انقلابی می‌­ترسند و می‌­خواهند آن را تخریب کنند؟

چون با  تفکر انقلابی منافع و حقوق و سرمایه­‌های یک ملت به‌پای لبخند دشمنان ریخته نمی‌­شود.

تفکر انقلابی ابایی ندارد که اگر پیشرفت یک ملت به عصبانیت یک قدرت زیاده­‌خواه و مستکبر منجر می­‌شود به قول شهید بهشتی بگوید: آمریکا از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر. این تعبیر روشن و مطمئن خداوند در قرآن کریم است:

«قل موتوا بغیظکم»

مرگ بر آمریکا ترجمه­‌ی دقیق و امروزی همین آیه‌­ی شریفه است. چرا چون غیظ و خشم دشمن نتیجه‌­ی طبیعی رشد و رویش و پیشرفت شماست.

هیچ مستکبری از پیشرفت هیچ الگوی مستقل و بیرون از سلطه خود خوشحال نمی‌­شود. بلکه به خشم می‌­آید.

اگر کسانی بخواهند جلو این عصبانیت را که به تعبیر قرآن بسیار طبیعی و مطابق ذات و ماهیت شیطانی مستکبران است بگیرند نمی‌­توانند صرفاً با معلول مقابله کنند بلکه باید علت را از میان بردارند.

علت چیست؟ پیشرفت و رشد و رویش یک ملت.

و متأسفانه امروز با جریانی مواجه هستیم که به دنبال ریشه‌­کن کردن علت خشم دشمن است.

اخم دشمن به لبخند تبدیل نمی‌­شود مگر این­که شما از رشد درون‌­زا و پیشرفت بر اساس ظرفیت­‌های عظیم داخلی منصرف بشوید.

سقف توانایی‌­های ملتی را که در بسیاری از رشته‌­ها به مرزهای علم رسیده ( جزء هشت کشور هسته­‌ای جهان شده در بیوتکنولوژی و نانو تکنولوژی و صنایع هوا-فضا جزء ده پانزده کشور اول دنیاست) آبگوشت بزباش تعریف بکنید! حتی برای آشپزی از اتریش آدم بیاورید!  ملت خودتان را تحقیر کنید تا شاید دشمن لبخند بزند.

دشمن را مطمئن کنیم که ما نه فقط در هسته­‌ای و هوا-فضا که در آشپزی هم کدخدایی دیگران و ناتوانی خودمان را پذیرفته‌­ایم تا مگر از غیظ او کم شود!

به دشمن گفتید با ملت ما به زبان تکریم سخن بگو ولی خودتان به زبان تحقیر با ملتتان سخن گفتید و کرامت ملت  و مسئولان را خدشه‌دار کردید.

گفتید آب خوردن این مردم منوط  به اراده آمریکا است.گفتید سطح توانایی‌های نخبگان این کشور آبگوشت بزباش است.کفتید باید از چین مدیر وارد کنیم. کرامت ملت  را مخدوش و کار و تلاش و همت  را تعطیل کردید.

در هر معامله­‌ای ابتدا باید مشخص کرد که چه چیزی قابل معامله نیست!

«مکاسب محرمه» از مهم­ترین ابواب فقه است.

دیپلماسی این نیست که شما پای میز مذاکره اعلام کنید آماده‌­ی هرگونه معامله‌­ای هستید و هیچ خط قرمزی ندارید یا حاضرید از خط قرمزهای خود عدول کنید.

اگر طوری رفتار کردید که دشمن حس کرد شما هیچ‌­چیز غیرقابل معامله‌ای ندارید معلوم است که او به ارزشمندترین داشته­‌های شما طمع خواهد کرد.

اگر شما به دشمن با رفتارتان با لبخندتان با جنس موضع­‌گیری‌­تان نشان دادید که آماد‌ه‌­ی گذشتن از خط قرمزها هستید و هیچ‌­چیز غیرقابل معامله‌­ای ندارید اولین گام را برای شکست برداشته‌­اید و خودتان را در سراشیبی سقوط و خسار‌ت‌­های غیرقابل‌جبران قرار داده‌اید.

اولین گام در هر دیپلماسی صحیح و موفق این است که «حدود» معامله را مشخص و تثبیت کنید.

اگر «حدود» کدخدا را معلوم نکنید نخواهید توانست از حقوق شهروندان­تان دفاع کنید.

اگر ما حق کدخدایی برای آمریکا قائل شدیم حق شهروندی هموطنان­مان را نقض کرده­‌ایم.

پذیرش نظام کدخدا-رعیتی صرفاً در فضای بین­‌المللی باقی نمی‌ماند  و به داخل کشور هم کشیده می‌­شود.

دولت رسماً اعلام می‌­کند که طبق ضوابط قانونی هزاران نفر بالای ده بیست میلیون تومان حقوق می‌گرفته‌اند. حقوق‌های نجومی  ترجمه پذیرش کدخدا-رعیتی ِ جهانی در مناسبات داخل کشور است.

فرستادن یک دیدگاه