بعد التحریر | سوره ۱۶
۵ اردیبهشت, ۱۳۸۴ | دسته‌بندی شده در بعدالتحریر

*
بسم‌الله‌ الرحمن الرحیم. الحمدلله رب‌العالمین. الرحمن الرحیم. مالک یوم‌‌الدین. ایاک نعبد و ایاک نستعین. اهدنا الصراط ‌المستقیم. صراط‌الذین انعمت علیهم. غیرالمغضوب علیهم و لاالضالین.

*

این فاتحه را هدیه می‌کنیم به روح حضرت مدد‌پور که مرگش هم غفلت‌زدا بود و نهیب‌زن.

*

مصاحبه شماره دوازده‌اش حالا خواندنی‌تر است و تأمل‌برانگیزتر.

*

خصوصا‌ً آنجا که گفت: من هم به زودی می‌میرم. و چند تا عکس بی‌ریش و آستین‌کوتاه گرفته‌ام که جنازه‌ام را از خودشان جا نزنند و معلوم باشد که من موافق انواع ظلمها و ریاکاریهایی که به اسم دین می‌شود نیستم.

*

آن گفت‌وگو را دوباره بخوانید.

*

و آن بزرگوار البته از بعضی مواضع سوره در دوره جدید گله داشت که ا‌ُم‍ّهاتش در همان مصاحبه بحث شده است.

*

این را گفتم تا حقی از آن استاد ضایع نشده باشد.


بعدالتحریر شماره قبلی سوره بعضی دوستان را نگران کرده بود که «بوی الرحمن می‌آید»؟ البته بوی الرحمن که بوی طراوت‌بخش و امیدآفرین هم هست از تمام اشیاء و اجزاء عالم می‌تراود.
اما سوره قرار است همچنان بوی مرگ و زندگی بدهد.

*

در بندی از بعدالتحریر شماره قبل اشاره شده بود که هیچ‌کدام از مسئولان بسیج و سپاه و نهاد نمایندگی و… یکی از دوستان دانشجو که مسئول یک حوزه بسیج دانشجویی است زنگ زد که «اتقو‌الله. چرا ننه من غریبم بازی درمی‌آورید. مگر ما برای همه پایگاههایمان سوره نخریدیم؟» از ایشان تشکر می‌کنیم و مخلص همه مسئولان مردمی هم هستیم.

*

همیشه می‌ترسیدم که سوره هم رنگ و بوی ژورنالیزمی را بگیرد که در سالهای اخیر بچه حزب‌اللهیها را دچار کرده است.
و بعدالتحریر از آنجاهاست که بیشتر در معرض لغزش و غلتش به چنین فضایی است. فضایی که کل ظرفیت فرهنگی و مطبوعاتی انقلاب را در تعارفات یا درگیریهای چند روزنامه‌نگار یا قلم به دست حرفه‌ای خلاصه می‌کند.
و حاصل آن می‌شود که مخاطب به جای آنکه دغدغه مسائل جبهه فرهنگی انقلاب را داشته باشد آدمها را و درگیریهایشان یا رفاقتها و رقابتهایشان را دنبال می‌کند و اگر بخواهیم کلاسیک‌تر حرف بزنیم «شهرت» و «درگیری» بسیار بیشتر از «فراگیری» «مجاورت» و … ارزش پیدا می‌کند، به‌قول ورزشیها حاشیه آدمها از متن مسائل مهم‌تر می‌شود. بعداً مفصلش را اگر توفیقی بود خواهم نوشت.
الان اما به بعدالتحریرها نگاه کنید خواهید دید که از این آفت در امان نمانده است. و اگر مراقبه نداشته باشیم بقیه بخشها را هم دچار خواهد کرد و سوره هم به گعده‌ای و نه جاده‌ای تبدیل خواهد شد.

*

عرشیان، طراوت، متین، سبز سرخ، یاد ماندگار و… سنگرهایی هستند که لااقل تحریریه سوره به تازگی از آنها مطلع شده‌اند. کارهایی در نوع خود مخلصانه، غنی، امیدآفرین و زنده.

*

و اگر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی چهار تا بیسیم‌چی داشت و خبرها بهتر و بیشتر منتقل می‌شد می‌دیدیم که چقدر کار و ابتکار در این عرصه زیاد است و ارتباط و تعامل کم.
٭ در شماره قبل در یکی از مطالب تعریفی برای ده‌نمکی شده بود. تا آنجا که به سردبیر سوره مربوط می‌شود صبح دوکوهه اولین نشریه‌ای بود که بی‌هیچ من‍ّتی سوره جدید را تبلیغ کرد و ازاین بابت از ایشان متشکریم.

*

دوستان زیادی گله می‌کنند که مشترک سوره هستند و مجله دیر (و گاه خیلی دیر) به دستشان می‌رسد. مشکل گاه به تحریریه گاه به فنی گاه به توزیع و گاه به هر ۳ برمی‌گردد. در هر صورت شرمنده این دوستان عزیز هستیم.

*

مطالب شماره قبل سوره راجع به جشنواره فیلم فجر بازتابهای مختلفی داشت. بعضی حمله کردند. بعضی تعریف کردند. بعضی هم هیچ کاری نکردند.
دوباره هم سراغ سینما خواهیم آمد.

*

خیلی از دوستان استاد نقد شفاهی هستند و نکات خوبی را هم تذکر می‌دهند. بر این دوستان و خودمان توصیه می‌کنیم که آیه مبارکه «ن و القم و مایسطرون» را زیاد بخوانند. و بنویسند.

*

و ما همچنان در اول وصف تو مانده‌ایم.

فرستادن یک دیدگاه