حزب الله از نوع حزب الله | سرمقاله سوره ۲۶
۶ مرداد, ۱۳۸۵ | دسته‌بندی شده در مقالات "سوره"

تصاویر سید حسن نصرالله از اندونزی تا ونزوئلا بر دستان توده های مردم برافراشته است. در مصر و فلسطین و مکزیک و یمن و یونان و پاکستان و فرانسه فریاد مرگ بر اسرائیل طنین انداز است.

پیام های تلفنی مردم از الجزایر تا کانادا و از عربستان تا آمریکا مملو از افتخار و خشم و سوز و درد – از شبکه العالم پخش می شود.

سید حسن هرچند شب یک بار بر صفحه المنار ظاهر می شود و خطابه اش را شروع می کند: “بسم الله الرحمن الرحیم “

شیوخ عرب که قماربازان قهار کازینوهای لبنان اند در همان اولین روز هجوم اسرائیل، سید حسن را اهل مغامره – ماجراجو- نامیدند.

مفتی وهابی عربستان کمک به حزب الله و حتی دعا کردن برای پیروزی آن را شرعاً حرام اعلام کرد.

مفتی دیگری در مصر موضع نحس مبارک را امضاء کرد.

توپچی های “الشرق الاوسط” از همان روز اول به کمک برادران صهیونیست شان شتافتند و در دهها یادداشت و سرمقاله حزب الله را طعن و لعن کردند. العربیه و الاهرام و القبس و… هم در میان بهت و بغض مخاطبانشان به سپاه اسرائیل پیوستند.

حکام و روشنفکران بسیاری از کشورهای اسلامی آنچنان غیرتی در دفاع از صهیونیسم از خود بروز دادند که سید حسن – که در اولین پیام گفته بود هیچ تقاضایی از حضرات ندارد – به صراحت تقاضایی را با آنان در میان گذاشت: “بی طرف باشید!”

اگرچه چشم ها اکنون به معرکه نبرد در مارون الرأس و بنت جبیل و عیتا‌الشعب و… دوخته شده است اما نبرد اصلی و سرنوشت ساز در میدان دیگری رقم می خورد.

صهیونیست ها نیروهایشان را تا مهم ترین مراکز رسانه ای و دولتی جهان اسلام پیش آورده و مستقر کرده اند و ما فقط به انهدام تانک های مرکاوا و زخمی شدن کماندوهای گولانی دل خوش می کنیم.

فداکارترین هایمان هم کوله به پشت به دنبال ویزای لبنانیم تا عذاب وجدان امت اسلامی را در تکاپوی فردی خود علاج کنیم.

چرا امت اسلامی از تجربه بوسنی درس نگرفت؟

چرا افغانستان به تصرف سربازان کاخ سفید درآمد؟ چرا عراق در اشغال کسانی است که در گذشته نه چندان دور مدافعان جلادی مثل صدام بودند؟

آیا ارتش استکبار در برابر واکنش های شعاری ما در خیابان های قاهره و پاریس و نیویورک و کوالالامپور و تهران واکسینه نشده است؟

یا شاید گمان می‌کنیم تمام پتانسیل موجود در جهان برای مقابله با آمریکا و اروپای وقیح بیش از این نیست؟!

اضطراب و رخوت دو روی یک سکه اند. شور انقلابی آن است که رزمندگان مقاومت به نمایش گذاشته اند و هیجان گیج و گم آن است که صفت بارز بسیاری از ماست.

آنچه امروز در مقابل اسرائیل ایستاده است تنها شجاعت و شهادت طلبی نیست که تدبیر و حزم و آمادگی و همت و… هم هست. نیروهایی که از جنس این مقاومت نباشند و همه وی‍ژگی های آن را همزمان نداشته باشند بعید است بتوانند پشتوانه قدرتمندی برای آن فراهم کنند.

سید حسن نصرالله الگوی جدیدی از مبارزه را به نمایش گذاشته است که بهترین راه پشتیبانی از آن تشبه به آن است.

خاورمیانه جدید برای ما لفظی است که از گلوی رسانه‌ها استکباری می شنویم ولی برای آنها برنامه ای است که سالها برایش طراحی کرده اند و قرار است سرنوشت ملت های مسلمان منطقه را در چارچوب آن رقم بزنند.

کدام یک ازهسته های مقاومت ما در سراسر جهان خود را برای مقابله با چنین برنامه ای آماده کرده اند؟ هجوم ناگهانی اسرائیل نشان داد که آمادگی ما چقدر است. متأسفانه آماده ترین نیرو در این جبهه شاخه نظامی آن بوده است و عرصه های سیاسی و تبلیغی و فرهنگی و رسانه ای و هنری که ظرفیت هایی بسیار بیشتر از میدان نظامی دارد کماکان منتظر نیروهای حزب اللهی به معنای “حزب اللهی” آن است. هنوز ترانسفورماتورهای ما قادر به تبدیل حماسه های نظامی حزب الله به امواج مؤثر فرهنگی در جهان اسلام نیستند و از سوی دیگر در تبدیل گرمای حضور هیجانی مردم در خیابانهای جهان به نوری فرا راه مقاومت اسلامی بسیار ضعیف تر از آنچه که باید؛ عمل می کنند.

کدام فرصت فراهم تر از فرصتی است که فداکاری فرزندان لبنانی خمینی برای بسیج همه قوای جهان اسلام به وجود آورده است؟ و کجاست سپاه فرهنگی انقلاب اسلامی که آهنگ فّر و عزم عزتی را که حزب الله طلایه دار آن است به مقصد برساند؟

جالب نیست که در ایران که متهم! به دفاع از مقاومت اسلامی لبنان است بیست و سه سال پس از ظهور مقاومت اسلامی حتی یک کتاب از خاطرات هزاران شهید حزب الله در دسترس نیست؟

تجربه “بازمانده” امکان تکرار نداشته است؟ آیا مجموعه سینمای ایران یک دهم توان خود را برای پشتیبانی مقاومت اسلامی به‌کار گرفته است؟ دو سال پیش جمعی از هنرمندان حوزه هنری نمایشگاهی با عنوان هنر مقاومت دایر کردند که در آن دهها پوستر ارائه شد. تا به امروز حتی یکی از آن آثار از مرزهای شرقی و غربی و جنوبی ایران خارج نشده است. چرا؟ چند درصد از ظرفیت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، صدا و سیما، حوزه هنری، سازمان تبلیغات، وزارت ارشاد و… برای حمایت از حزب الله و فراتر از آن مقابله با طرح خاورمیانه جدید فعال شده است؟

اطلاعات ما از عناصر و مراکز مدافع مقاومت در جهان اسلام چقدر است؟

ارتباطاتمان چقدر است؟ با این سطح از اطلاعات و ارتباطات فریادهایمان به کجا خواهد رسید؟

مگر نه آنکه: “ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفاً کانهم بنیان مرصوص”

این‌همه جزیره چرا زنجیره نیست؟

جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی امروز از دو سو عهده دار تکلیفی عظیم است:

اول ثبت و روایت هنرمندانه الگوی مقاومت اسلامی در لبنان و ارائه آن در تمام نقاط جهان و هر کجا که جانی آماده تلقی جلوه های مقاومت مومنانه و مخلصانه است. این عرصه از ثبت خاطرات تا تولید انواع و اقسام آثار ادبی و سینمایی و تجسمی و… را دربرمی گیرد.

معجزه حزب الله و تاریخ سراسر رشادت آن سرشار از مضامین جذابی است که توجه هنرمندان مسلمان را می طلبد. در همین حوزه با انبوهی از خیانت ها و رخوت ها روبروییم که با واکنش درخور و متناسب هنر انقلابی مواجه نگشته و رسوایی شان تصویر نشده است.

از دیگرسو جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی باید تلاش کند تا با به‌کارگیری مبدل های هنری و رسانه ای و نظری امواج پراکنده ارادت و محبت توده های بی‌پناه جهان اسلام را که در حسرت یاری حزب الله می سوزند به فاکتورهای تأثیرگذار در معادلات بین‌المللی تبدیل کند و مابه ازاء عینی برای این پتانسیل عظیم معنوی در دفاع از مقاومت فراهم سازد.

در غیبت اراده حکومتی و دولتی مراکز کشورهای جهان اسلام، قدرت توده ها صرفاً از مجرای جسارت و خلاقیت فکری، هنری، رسانه ای خواص؛ امکان راهیابی به خطوط نبرد، محدود کردن توانایی های دشمن و تهدید مراکز قدرت آن و تقویت بنیه مقاومت را خواهد داشت.

اگر جبهه فرهنگی انقلاب درست عمل کند فرجام کار حزب الله هر چه باشد – چه پیروزی و چه شکست ظاهری – برکات مقاومت نقشه سیاسی خاورمیانه را تغییر خواهد داد و موج جدیدی از بیداری اسلامی حکومت ها و جریان های خائن را منهزم یا منفعل خواهد کرد.

* سرمقاله سوره، دوره چهارم، شماره ۲۶، مرداد ماه ۱۳۸۵

فرستادن یک دیدگاه