بعدالتحریر | سوره ۲۹
۶ آذر, ۱۳۸۵ | دسته‌بندی شده در بعدالتحریر

سلام

پژواک را از این شماره می توانید با پست جواب قبول بفرستید. یعنی فقط تا می زنید و در صندوق پست می اندازید و ان شاء الله به ما می رسد و ان شاء الله تاثیر می گذارد و ان شا ء الله سوره بهتر می شود و ان شاء الله مملکت آباد می شود و ان شاء الله مدیریت فرهنگی هم تکانی می خورد و ان شاء الله ما هم کمتر انتقاد می کنیم و بیشتر راهکار می دهیم و ان شاء الله کلاغه به خانه اش می رسد و ان شاءالله قصه ما به سر نمی رسد و ان شاء الله به ثمر می رسد. باذن ربها.

 گفت: کی شعر تر انگیزد  خاطر که حزین باشد.

و گفت: یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

و گفت: در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود

کان شاهد بازاری وین پرده نشین باشد

و گفت: آن یار کزو گشت سر دار بلند

جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد

 شماره  قبل را ۲۲ مهر تحویل دادیم و ۲۸ آبان روی دکه رفت. در ۱۳۸۵٫

در دولت کریمه. در عهد هماهنگی مطلق تمام قوا و دستگاه ها در ” راستای” مبارزه با تهاجم فرهنگی. در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی. در شرایطی که مجلس و دولت و برنامه و بودجه و صدا و سیما و سازمان تبلیغات و وزارت ارشاد و قوه قضائیه و کمیسیون فرهنگی و شورای عالی انقلاب فرهنگی و هزاران نهاد و دستگاه مبارک دیگر در کف با کفایت نیروهای ارزشی است.

 قرار است بعضی از دوستان، تیراژ بالقوه سوره را محاسبه کنند.

اگر در فلان دانشگاه، سوره به همت دوستان توزیع پارتیزانی ۵۰ نسخه یا بیشتر یا کمتر فروش می کند و مخاطب دارد چرا در دانشگاه بغل دستی اش نداشته باشد؟

اگر در دزفول با به راه افتادن یک مرکز جمع و جور توزیع محصولات فرهنگی سوره و امثال سوره دوستان جدیدی پیدا می کند چرا در شهرهای مشابه چنین اتفاقی نیفتد؟ امکانش نیست؟ یا همتش؟ یا تدبیرش؟ یا….. .

قرار شد دوستان فهرست کنند شهرها را و دانشگاهها را و مدارس علمیه را و … فکر می کنید مجموعاً چند تا باشیم؟

 سوره در جشنواره  مطبوعات ۵ کاندیدا داشت، بیشتر از همه مجلات دیگر و ۳ تا لوح تقدیر گرفت. برای بچه های تحریریه صدالبته – از این جایزه ها بدهند یا ندهند – مهم نیست. ما کار خودمان را می کنیم.

اما جالب است بدانید که حتی همین موفقیت های صوری هم برای بعضی دوستان تلخ و ناگوار است.

یکی از سایت های خبری خودی – خیلی خودی – خبر اختتامیه جشنواره را پس از حک و اصلاح و با حذف سه جایزه ای که بچه های تحریریه سوره گرفته بودند منتشر کرد.

بگذریم !

 طنزهای امید مهدی نژاد جای  خودش را پیش خوانندگان بازکرده و حتی شنیده شده که در بعضی مناطق زودتر از بعدالتحریر خوانده می شود!

 و البته چندان مهم نیست که مطالب سوره با چه  اولویتی خوانده می شوند. مهم آن است که خوانند های سوره عموماً خواننده بیش از شصت، هفتاد درصد مطالب مجله اند. اگر چه سوره متهم است به پراکنده کاری و تنوع بیش از حد.

از تئاتر ننه خضیره گرفته تا اشعار محمود درویش و نقد دکتر فردید و معرفی پژوهشکده رویان و مشکلات حلقه توزیع و نرم افزار جنبش نرم افزاری و مصاحبه با حسین منزوی تا مقالات سفر به سوی موعود تا … .

 یکی از بچه های تحریریه زنگ  زد که خبری از حق التحریر هست؟

جواب شنید که شما هم؟ دنیاپرستی و عدالت خواهی؟ مگر نمی دانی نویسنده عدالتخواه باید گرسنه باشد تا بهتر بنویسد؟

گفت: قبول دارم ولی صاحبخانه نویسنده عدالت خواه باید سیر باشد تا او را نخورد!

 پیش یکی  از مدیران بودیم. گزارش می دادیم که مثلاً سوره این کار را کرده است و … . از جمله از دهانمان در رفت که : در ضمن دو تا از بچه های تحریریه سوره در جشنواره مطبوعات برگزیده بهترین مقاله فرهنگی و بهترین مطلب ویژه شده اند.

یکی از زیردستان مدیر محترم درآمد که: ” حاج آقا! جایزه گرفتن از وزارت ارشاد مسجد جامعی هم افتخار دارد؟ می بینید اینها به چه چیزهایی افتخار می کنند؟”

آن مدیر محترم هم این آقا را مامور حمایت و تقویت ماهنامه سوره کرد!

به گیرنده هایتان دست نزنید. اینجا همان صفحه بعدالتحریر است نه صفحه طنز.

* آن سایت هم که خبر موفقیت جدید بچه های سوره را سانسور کرد تحت مدیریت همین آقاست.

 یکی از بچه های  تحریریه که همه تان هم می شناسیدش حدوداً یکسال و نیم است که دنبال یک وام سه میلیون تومانی ضروری است. راههای دیگر را امتحان کردیم جواب نداد. شما می توانید کاری بکنید؟

 تقاضاهای قبلی را پس می گیریم. رانت خواری ممنوع! مگر این همه  مردم که همین مشکلات را دارند می توانند از سوره برای طرح مشکلاتشان استفاده کنند؟

 عکس روی جلد ۲۷ ویژه نامه بیداری اسلامی همزمان تحسین ها و تقبیح هایی  را متوجه سوره کرد.

شماره ۲۸ را نان سنگک کار کردیم. اگر به طرح جلد شماره ۲۹ اعتراض شود بعید نیست شماره ۳۰ را نان بربری کار کنیم!

 پارسال مدیران صدا  و سیما جلسه ای گذاشته بودند با اصحاب مطبوعات برای انتقاد پذیری. از ماهنامه فیلم تا هفته نامه یالثارات همه را دعوت کرده بودند. انتقادات خیلی اساسی ای هم شنیدند. مثل اینکه: ” مجری های شما خوش صدا نیستندو … . ” اتفاقاً و کاملاً اتفاقاً یکی از مجلاتی که بیشترین نقدها را درمورد صدا و سیما منتشر کرده بود به آن جلسه کاملاً آزاد انتقاد پذیری دعوت نشده بود. گذشت و گذشت تا یکی دو سال بعد. بار عامی داده شد و جلسه ای برگزار شد با گروه دیگری از نخبگان جامعه برای ادای مجدد وظیفه انتقاد پذیری! و خوشبختانه یا متاسفانه دست گروهی از این نخبگان جوان یکی دو شماره از همان مجله معهود بود. قصه ما به سر رسید. کوه به کوه رسید. و نرود میخ آهنین در سنگ.

باز هم امر به معروف و خواهش و التماس و پیشنهاد و وصیت می کنیم که  به نظرخواهی سوره مفصل جواب بدهید و بفرستید. حتی ایمیل کنید.

 رفته  بودیم پیش مدیری. گفت: ” …………………مکرراً از سوره پیش بنده تعریف کرده اند.

چند وقت بعد رفتیم پیش مدیر زیردست آن مدیر قبلی. گفت: ”  بعضی ها ظرفیت تحسین و تعریف را ندارند و فکر می کنند چون……….از کار آنها تعریف کرده اند پس فلان و بهمان. و گاهی آن تعریف و تمجیدها جلوی رشد بعضی ها را می گیرد و ضایعشان می کند. بنابراین بهتر است که ایشان از اینها تعریف و تحسین نکنند یا خود اینها ظرفیتشان را بالا ببرند.

خلاصه فعلاً تا اطلاع  ثانوی درگیر ظرفیت سازی هستیم و هستند. و یکی از بهترین روش ها برای ظرفیت مند کردن کسانی که خطر غره شدن به تعریف و تحسین ” ……………” هستند ریاضت کشیدن است.

 دعوایهای سیاسی بالا گرفته است. این شماره وقتی به دستتان خواهد رسید که  نتایج انتخابات روشن شده است و نمی دانم صورت بندی سیاسی کشور چه حال و وضعی پیدا کرده است. در هر صورت بدانید و آگاه باشید کار فرهنگی ذاتاً و جنساً با سیاسی کاری های این باندهای جدید که نوعاً هم رفقای عزیر خود ما هستند از زمین تا آسمان توفیر دارد و باید در میانه میدان فرهنگ ایستاده باشید تا بفهمید سیاست زده ها و سیاسی کارها چه دماری از هر چه که بوی ” ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادم” بدهد، درمی آورند. جنگ اصلی ما جنگ فرهنگی ها با سیاست بازها و سیاست زده هاست.

جداً التماس دعا.

* بعد التحریر سوره،دوره چهارم، شماره ۲۹، آذرماه ۱۳۸۵

فرستادن یک دیدگاه