از چمران تا آوینی همه شهدای ما جهان وطن بودند | مقاله هفته نامه ۹ دی
۱۷ دی, ۱۳۸۹ | دسته‌بندی شده در سایــر مقــالات

طنطاوی دست برادر دینیاش، شیمون پرز را به گرمی می فشارد.
خادم حرمین شریفین میزان جایزه ترور نصرالله را هر روز بالاتر می برد.
انجمن حجتیه در واکنش به درگیری جهودها با فلسطینیهای ناصبی! اللهم اشغل الظالمین بالظالمین می خواند.
منادیان ذوب در ولایت بالاخره اختلافاتی را که نداشتند با دوستان جدا افتادهشان کنار میگذارند و در برابر “دشمن” مشترک ندای وحدت سرمیدهند.
استالینیست ها در دانشگاه تهران با فریاد مرگ بر دیکتاتور، منجی آزادی خواهشان درگوانتانامو و ابوغریب را صدا میکنند.
غزه در محاصره است.
هنیه چفیه بسیج را به دوش می گیرد
و بر ظلم زمین خواران می خروشد: “یا للمسلمین”
عبدالله جردنی از خنده ریسه می رود.
حسنیمبارک با ضجه مادران فلسطینی، عربی می رقصد.
شیخ کویت تصویر “عماد” را تیرباران می کند.
سعد حریری برای لیونی، بوسه می فرستد.
غزه در محاصره است.
مصر قلب خاورمیانه عربی
در چنگال شوم مبارک دست و پا می زند.
جردن به پادشاه انگلیسیاش زبان عربی می آموزد..
در دوحه هواپیماهای فوق پیشرفته آمریکا قطر شیخ قطر را صبح به صبح اندازه می گیرند و دبی برای پذیرایی از روسپی های اروپایی و خوانندگان لس آنجلسی اش، به کارگران فیلیپینی و پاکستانی و بنگلادشی آماده باش داده است.
طالبان زیر سایه عمو جرج، بنیاد تمدن اسلامی شان را با خشت های خشخاش بالا می برند.
اخباری که از غزه می رسد روایت گر اوضاع وحشتناک دیگر اقالیم رو به قبله است.
در فریاد جانخراش هر مادر فلسطینی کنگره ای در آسیب شناسی جهان اسلام برپاست.
و در چشمهای منتظر کودکان غزه، طومار سرمقاله نویسان حراف پایتخت های اسلامی درهم پیچیده شده است.
غزه در محاصره است.
و جهان اسلام در اشغال!
رویای از نیل تا فرات محقق شده است؟! صهیونیست های دشداشه پوش و فینه به سر و کروات به گردن تمام قد به یاری عشیره عبری شان ایستاده اند.
غزه آزادترین و زنده ترین اقلیم جغرافیای اسلامی در غم اشغال جهان اسلام ضجه می زند وخود را در عملیاتی استشهادی به خط زده است تا محاصره را بشکند.
در حالی که حاجیان به شیطان کوچک، ریگ می کوبند،
فرزندان کوچک ابراهیم، سنگ در مشت به مصاف شیطان بزرگ رفتهاند.
و جبرئیل بر کرانه عرش فریاد می کشد:
“ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله والمستضعفین من الرجال والنساء والولدان الذین قالوا ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها …”
در ملکوت ما لکم، ما لکم پیچیده است.
پروردگارحجت سکوت و قعود را می پرسد
و ما برای جهاد، حجت می جوییم.
با سقوط هر دولت صهیونیست اسلامی، یکی از ارکان اسرائیل فرو خواهد ریخت.
اسرائیل نام دیگر آل سعود است.
حسنی اولمرت و ایهود مبارک، کارگزاران یک دولتند و ریشه شیطان بزرگ در خاک اسلام آمریکایی است.
چه باید کرد؟
۱٫ عناصر و آثار و مراکز بیداری اسلامی در کشورهای مختلف باید به یکدیگر برسند(به هر دو معنا)
هر حرکتی در جهت رفع این گسل و گسترش اطلاع ما از هم و ارتباطمان با هم گامی بلند در شکل گیری بنیان مرصوصی است که قرار است قتال فی سبیل ا… را به وصفی پروردگار پسند پیش برد.
هر کدام از ما می توانیم فردی و گروهی، سطح اطلاع و میزان ارتباطمان با عناصر،آثار و مراکز بیداری اسلامی در جهان را در یک دورهی زمانی مشخص ارتقاء بخشیم و برای ارتقاء آن در کل امت برنامه ریزی و کار کنیم. هر کدام باید ظرفیت های موجود و در دسترس در این زمینه را شناسایی و فعال کنیم.
۲٫ هویت منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی باید بازسازی شود. فعالان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی چقدر در فضایی جهانی تنفس می کنند.
از مصطفی چمران تا مرتضی آوینی، همه شهدای ما جهان وطن بودند و از لبنان تا بوسنی و از فیلیپین تا افغانستان و از نیجر تا سورینام، عرصه تکلیف است.
آنچه را از آنها آموخته ایم کی به کار خواهیم گرفت؟
قبسات غزه آنقدر هست که شام تاریک محافظه کاری در جهان اسلام را به پگاه پر نور آرمانگرایی پیوند دهد.
۳٫ جدای از آگاهی ها و آرمان های جهانی توان ها را نیز به همین نسبت توسعه باید داد.
حصار زبان را باید برداشت.
و دهها نوع دوره های کوتاه و بلند و فشرده و مفصل دیگر برای جبران گسل عظیمی که اسلامیان جهان را از هم دور و دورتر کرده است.
غزه در محاصره است.
و جهان در اشغال.
و طنین ما لکم، ما لکم در گوش جان مومنان.
غزه، قبضه شمشیر بیداری اسلامی است.
ذوالفقاری که پرده آمریکا و اسلام آمریکایی را همزمان خواهد درید.

 

* مقاله هفته نامه سیاسی اجتماعی ۹ دی، شماره ۲، جمعه ۱۷ دی ۱۳۸۹

فرستادن یک دیدگاه